رفتن به محتوا
hangito
سفر

سفر

دانلود آهنگ سفر

متن آهنگ سفر

همه چیز از یک سفر آغاز شد یا بهتر است بگویم از یک عکس حسی قشنگ از یک نگاه که از لابلای آن همه چشم انگار فقط مرا می دید از تو می نویسم از تویی که دوری و نزدیک با اینکه پیشم نیستی اما اما لحظه به لحظه کنار خودم حست می کنم شاید چیزی شبیه یک معجزه و چقدر قشنگ است حس بودن و داشتنت خوشبختی خوشبختی یعنی مالکیت یک نگاه در اوج نیاز و من برای آنکه تمام شکل های دوستت دارم را با تو درمیان بگذارم یک زندگی برایم کم است آن هم برای کسی که می خواهد در تمام جمله ها دوستت داشته باشد نگاهم کن نگاهم کن و لبهایت را بر روی لبانم بگذار نفسهایت را در من بِدمو بگذار تا آخرین نفس دیوانگی کنم دیوانگی در کنار تو عالمی دارد دیدن تو هرچند ناخواسته اما بهانه ای بود که من خنده ای کنم و تو در من غرق شوی من معتقدم هر زنی شروع یک شعر است بعضی با نگاهشان بعضی با بوی عطر تنشان بعضی با موج موهایشان و بعضی با آهنگ صدایشان می آیند و در خاطر یک مردی به زیبایی و عاشقانه نقش می بندند اما به نظر من زنها آغازگر تمام عاشقانه هایند تمام شعرها برایشان ردیف خواهد شد و قافیه های عشق را خوب بلدند نمیخواهم ببینمت نمیخواهم ببینمت چرا که با هر بار دیدنت دلتنگت می شوم نمیدانم قلب من کوچک است یا تو زیادی بزرگی ؟ نمیدانم من به چهل سالگی ام نزدیک می شوم و هنوز در طپش عاشقانه های بیست سالگی سرگردانم کدام سو میکشاندم سرنوشت نمیدانم هرچه که هست و هرچه که خواهد شد من دوستت دارم من دوستت دارم و این دیوانگی را دوست دارم و فراموش نکن خیالت تخت پرگار نگاهم تنها حول چشم های تو می گردد و میدانم که تو تمام آرزوهایت را نذر رسیدن به من کردی میدانی لذت بخش ترین حادثه در میان آن همه هیاهو چه بود یافتن تنها یک کلمه تو اردیبهشتم بهشتی شد رویایی وقتی من میهمان چشمان تو بودم و تو میزبان لبخند های من عشق یعنی من باشم و تو تو باشی و لبخندی که از سر شیطنت بر لبانت مینشانی یادم است که گفتی تنها پرانتزی که دوست ندارم هیچوقت بسته شود لبهای توست آنگاه که میخندی و من و من حرفهایم را با لبخندی به روی تو میبندم و تو را به خدا میسپارم به اُمید دیدار نازنین