
ختم روزگار
دانلود آهنگ ختم روزگار
متن آهنگ ختم روزگار
دو تا اشک نقره ای رو صورت برفیه تو
یه علامت سوال تو حس بی حرفیه تو
دونه های زیر خاک از تو گل و یار می گرفتن
وقتی شعرام رو لبات قدرت فریاد می گرفتن
ضربان آخره قلب تو تو گوشمه
بار سنگین غمت تا ابد رو دوشمه
حالا من موندم و یک خونه ی بدون کس
حالا من موندم و یک قفس بی هم نفس
گونه های خیسم و دستای تو پاک می کرد
وقتی چشمام سینش و واسه غمها چاک می کرد
حالا اون دستای گرم مونده زیر خاک سرد
گرمه بازار چشام از حراج اشک درد